سورنا جونسورنا جون، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

کوچولوی ارزوها

قهرمانی تکواندو استان

سلام سلام آذر سال 1404 پسری من رشته ورزشی رو عوض کرد و تو اردکان تکواندو رو شروع کرد و دیروز مسابقات خردسالان استانی شرکت کرد که خدا رو شکر تونست مقام دوم رو بگیری . قربونت بشم که روزی که وبلاگ رو ساختم برات هنوز به دنیا نیومده بودی و امروز تو سن ده سالگیت برای افتخارات که بدست آوردی دارم می نویسم. ایشالله قهرمانی کشور و جهان...
22 آذر 1404

تولد ۱۴۰۱

تولد سال ۱۴۰۱ تو هم گذشت و با یه سورپرایز اسکوتر رو گرفتی.خیلی ذوق کرده بودی خیلیییییی...امسال دیگه مدرسه ثبت نام کردی و باید کلاس اول بری.کم کم خواندن یاد میگیری وقت اون میشه وبلاگتو باز کنی و خودت بخونی
26 خرداد 1401

بازگشت با وبلاگ

سلام به سورنا جون بابا بعد مدتی اومدم به وبلاگت سر بزنم امروز ۲۸ مرداد سال ۱۴۰۰ دوران بد کرونا ،الان تو میبد و با مامان و عزیز جون تو تراس خونه هستیم و داری عکس های بچگیتو میبینی امروز عاشورا بود و از مراسم برگشتیم. ایشالله تنت همیشه سالم باشه 🏅🏅🏅🏅...
29 مرداد 1400

آبتنی کاشمر

ابتنی رودخونه کاشمر جاده کوهسرخ با امیر رضا جووون. قربونت بشم بابایی سه نفره اومدیم ابتنی.خیلی کیف داد. پسرم دنیای منی...
6 خرداد 1398

مشهد رمضان ۹۸

شب شهادت حضرت علی رمضان ۹۸ سلام سورنا جونی اومدم کاشمر پیشتون و یه شب با هم رفتیم مشهد اینم دوتا عکس از دو لحظه ی متفاوت. دوست دارم.بووس...
6 خرداد 1398

تنهایی

سلام بابایی امشب من میبد تنهام و شما رفتین کاشمر نزدیک تولد سه سالگی هستش و دلم برات خیلی تنگ شده.کاش الان پیشم بودی ایشالله به زودی میام پیشت.سورنای بابا پسر خوبی شده و عاشق فوتباله. سورناااااااااا بابا خیلی دوست داره
27 ارديبهشت 1398