کوچولوی ارزوها






















کوچولوی ارزوها

 


واژگان زبان پسرییی
افتاد=اوتاااااد
کفش=پاپایی
جارو برقی =جاووووو
شکلات =اوکوکو یا اوکاکا
لواشک = ترش
آب =آبووو
پتو = پَتُش
عمو = عمومو

جارو=جاوو

کلاه=کوااا

ترکیدن یا پاره شدن=پخخخخ

اوپوتوخ یکی از واژگان پر مصرفته اما هنوز کشف نشد چیو میگی.

پستونک=پس

بیرون رفتن =دَدَ

چایی=تاتایی
از لوازم سشوار جارو برقی و هرچیز غیر عادی در بدن مثل ماسک دستکش اعلام ترس داشتیی.

عاشق دنبال کردن و ای بابا گفتنیییی ای بابااااا

 

[موضوع : ]

نوشته شده در دوشنبه 15 آبان 1396ساعت 0:44 توسط مامان و بابا| |



پسرم ..تاج سرممم..نبینم بی حالتو .نبینم مریضیتو...
پسرم امروز روز دوم که تب داری و دلم میگیره وقتی بدنت داغ میشه.فدای خنده هات...‌البته با این دمای بالا هنوز هم مهربونی و میخندیو بوس میکنییی....
ایشالله هرچی زودتر خوب بشییی و پر انرژی شلوغ کنیییی..
[موضوع : ]

نوشته شده در دوشنبه 15 آبان 1396ساعت 0:37 توسط مامان و بابا| |



پسری افتخار بابا...خیلی دوست دارم پسرم.خیلی و قول میدم تا زمانی که زنده باشم همیشه کنارت هستم و تمام تلاشمو برا موفقیت و خوشبختی تو میکنم
[موضوع : ]

نوشته شده در يکشنبه 7 آبان 1396ساعت 15:37 توسط مامان و بابا| |



اولین دربی که با پسری بودم.پسری لباس استیلال پوشیده نمی دونم بزرگ شی کدوم طرفی هستی .اما امیدوارم همیشه ابی باشی و ابی بمونیییییی.....
دوست دارم.لباس بهت میااااااد
[موضوع : ]

نوشته شده در يکشنبه 7 آبان 1396ساعت 15:34 توسط مامان و بابا| |

پسرم.
محرم ۹۶ دومین تجربه عاشورایی بود برات.سال ۹۵ خیلی کوچولو بودی اما امسال با لطف خدا و امام حسین اولین تجربه دسته روی داشتی.
خدایا بزرگ رو شکر میکنم بخاطر سلامتیت.بخاطر زیباییت.انشاالله همیشه حسینی باشی و ایام محرم خادم امام حسین و ابالفضل بلشی.دوست دارم.چندتا از عکسای اولین دسته رویتو میذارم برات.















[موضوع : ]

نوشته شده در دوشنبه 10 مهر 1396ساعت 21:12 توسط مامان و بابا| |



سورنا جون بابا اولین پیاد روی با هم تو جاده میر عادل خلخال..شهریور ۹۶.
قربون قدمات.ایشالله باشم و هم قد شدنتم ببینم.دوست دارم بابایی...هرجا که باشم با تمام وجود پشتتم
[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 29 شهريور 1396ساعت 10:31 توسط مامان و بابا| |



سلاااام سوسوووو.چطوری بابااااا اولین ابنبات خوردن پسرم تو کاشمر بود که خیلی ناااااااز خوردییییی...من سر کارم و بی صبرانه منتظرم بیام بخورمتتتتتتت.دوست دارم زندگی بابا
[موضوع : ]

نوشته شده در پنجشنبه 26 مرداد 1396ساعت 14:06 توسط مامان و بابا| |



سلام سیبییییییل....
جشن سیبیل پسر خاله سینا
چه بهت میاد لوتی.دمت گررررم
نفس کششششششش
[موضوع : ]

نوشته شده در شنبه 14 مرداد 1396ساعت 18:18 توسط مامان و بابا| |



سلام‌پسری.خوبی گلم.عشق بابا الان ۱۴.۵ ماهشه و کاشمره و بابایی هم تو معدن ایوان کی.
قربون شکل ماهت امروز داشتم عکسا و فیلماتو میدیدم دلم تنگ شد این عکس ماله چهار ماهگیته که تو مسابقه خنده برتر تو اینستاگرام اول شدیییی.افرین گلم را خنده های قشنگت که مثل مامان همیشه لبخند رو لبای قشنگت هست.دوستون دارم.
[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد 1396ساعت 12:00 توسط مامان و بابا| |




[موضوع : ]

نوشته شده در سه شنبه 27 تير 1396ساعت 1:05 توسط مامان و بابا| |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد

Design By : nightSelect.com
Powwerd By : NiniWeblog.com